لسان الملك سپهر

203

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

آن فراش مىنشست و قبيلهء او بيرون از آن و ساده جاى بر زمين مىكردند ، اما حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله چون در مىآمد بر آن فراش مىرفت و عبد المطّلب او را در آغوش مىكشيد و مىبوسيد و مىفرمود ما رأيت قبلة « 1 » اطيب منه و لا جسدا الين منه . روزى يكى از نزديكان عبد المطلب چون نگريست كه پيغمبر بىدهشت بر آن و ساده مىشتابد خواست تا به زبان نصيحت آن حضرت را منع كند ، عبد المطّلب مكروه داشت و گفت : بگذار كه او در نفس خود شرفى احساس مىكند زود باشد كه بدان شرف ارتقا جويد كه هيچ كس از عرب پيش از وى آن محل نيافته باشد و بعد از او نيابد . روزى جمعى از قبيلهء بنى مذحج كه در علم قيافه دستى تمام دارند در خدمت عبد المطّلب عرض كردند كه : اين فرزند را نيكو بدار كه ما هيچ قدم را نديده‌ايم اشبه از قدم او به قدمى كه اثرش در مقام ابراهيم است . عبد المطّلب با ابو طالب فرمود : اين حديث را بشنو و در پرستارى او سعى جميل فرماى . و در اين وقت عبد المطّلب قصد سفر يمن فرمود چنان كه در ذيل قصهء سيف بن ذو يزن مرقوم افتاد . ظهور حاتم شش هزار و صد و هفتاد و يك سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 2 » حاتم بن عبد اللّه بن سعد [ بن ] الحشرج از قبيله بنى طى ، مردى است كه در پست و بلند زمين نامش ساير است ، در بذل و سخا چنان بود كه بخشنده‌تر از وى كس نشان ندهند ، چنان كه در ميان عرب اجود من حاتم « 3 » مثل گشت ، و شجاعتى انباز « 4 » اين سماحت داشت ، هر وقت مقاتله كرد غلبه جست و هرگاه تاختن برد غنيمت آورد ، و هرگاه از او چيزى طلب كردند ردّ سؤال نفرمود ، هرگاه به اقداح « 5 » مقامرى « 6 »

--> ( 1 ) . قبله : به معنى بوسه است . ( 2 ) . برابر صفحه 422 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ . ( 3 ) . مجمع الامثال ميدانى ( 1 / 182 ) . ( 4 ) . انباز : شريك ( 5 ) . اقداح : جمع قدح : تير قرعه و قمار . ( 6 ) . مقامر : قمارباز